بچه های صدرا - مهر 82 (کامپیوتر)

همه چیز

آدرس جدید

این آدرس جدید وبلاگ ماست

همکلاسی های قدیمی

http://oldfriends.blogsky.com/

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 15:19  توسط صدرایی ها  | 

8/8/88

سلام به همه دوستای قدیمی

مثل اینکه واقعا اینجا ترک شده. امروز یاد یه روزی افتادم که همه بچه ها توی باغ توت بغل دانشگاه جمع شده بودند و از یه روزی در آینده حرف می زدنند که بعد از چند سال همه توی اون روز دم در دانشگاه جمع بشن. اون روز ۸/۸/۸۸ بود. نمی دونم کسی یادش مونده یا نه؟!

ولی به هر حال من اومدم اینجاکه اینو بگم.

پیروز و سر بلند باشید

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 13:49  توسط صدرایی ها  | 

رفاقت

سلام به همه دوستای مرد و نا مرد

ما که سلام کردیم ولی فکر نکنم که کسی این طرفا بیاد تا حداقل سلام ما به گوشش برسه چه برسه جواب سلام منو بده!!!

یهویی دلم خواست اینجا بنویسم نمی دونم چرا شاید به این خاطر که داشتم عکس های قدیم رو می دیدم.یاد قدیما افتادم ( مثل پدر بزرگا دارم حرف می زنم ) یاد بچه های با معرفت و بی معرفت . یاد همه خاطرات خوب. واقعا یادش بخیر روزهایی که دیگه بر نمی گرده.

به قول یه بزرگی که می گفت رفاقتا بو ... گرفته  عجب حرف قشنگی زده باید با آب طلا نوشت.

الان هر کدوم از بچه ها یه طرفی هستند و مشغول زندگی خودشون. امیدوارم که هر جا هستید موفق باشید. شاید از این به بعد بیشتر این طرفا بیام. می خوام شروع کنم این جا رو یه سرو سامونی بدم.

                                                                                                         فرزاد

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 0:18  توسط صدرایی ها  | 

پس از دو سه سال در روز بیستم دی ماه هزار و سیصد و هشتاد و هفت...

به به

سلام دوستای گلم

اینم عکسایی که قولشو داده بودم

قربون مرام همتون

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 15:7  توسط صدرایی ها  | 

سرهنگ

اینم عکسی که گفته بودم ، فقط خدایی با این موهاش به هر چی شبیه الا سرباز!!!

معلوم نیست رفته سربازی یا سرداری؟!!!

سرتنگ مصی

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 9:3  توسط صدرایی ها  | 

خبر

سلام

یه مدت گرفتارم دیر به دیر میرسم بیام اینجا چیز میز بنویسم. سوژه های نابی دارم که از بچه ها بنویسم. تو چند روز آینده حتما می نویسم.

خبر هم رسیده که سرهنگ برگشته حتما یه عکس ازش میزارم اینجا تا کلی حال کنید.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 8:11  توسط صدرایی ها  | 

نداره!

آهای ملت من که گفتم به خدا هیچ قصد و غرضی نبود که اسم بعضی ها نوشته نشده بود . تازشم آرش که خودش جز دوستای خوب من بود. بازم معذرت می خوام.

هادی همش زیر سر تو که آتیش می سوزونی!!!

نقاب عزیز هم دستور دادن که این عکس بقل رو معرفی کنم ، چشم

از راست : سینا نیکتا ( غولی بود واسه خودش البته از نوع مرحله آخرش)، هادی رجاپور ( همینی که داره آتیش می سوزونه)، فرزاد شهسواری (بنده حقیر) ، سیاوش جهانمراد نوری ،رضا علیزاده ، رضا طباطبائی ( زده تو کار سینما، بچم هنرمند شده )، سرهنگ مصطفی عسگری نژاد ( الان کچل شده داره بشین پاشو می ره)،علی دانشور ( بیس صداش کمی خیلی بالا بود)،نیما صالحی ( یه دزد،یه هکر، یه ...)، نفر بعدی هم با عرض پوزش اسم شریفشو فراموش کردم فکر کنم مهدی بود بازم مطمئن نیستم شرمندم پیری و هزار تا درد بی درمون.

در آخر هم جا داره که از همه تشکر کنم ، از خودم تشکر کنم ، از همه دوستان تشکر کنم ، از خودم تشکر کنم ، از کسایی که اینجا میان تشکر کنم ، از خودم تشکر کنم ، از کسایی که لطف می کنن نظر میدن تشکر کنم ، از خودم تشکر کنم.از اینترنت تشکر کنم و در آخر هم از خودم تشکر می کنم

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 8:1  توسط صدرایی ها  | 

توضیح

 یه توضیح بدم در مورد حرفهای هادی که توی نظرات نوشته بود!!!

هادی خان ... (جلوی جمع نگفتم ) خوب اسم بچه ها از قلم افتاد وگرنه این وبلاگ که مال شخص خاصی نیست که بخواد اسم دوستای به قول تو جون جونیش رو بنویسه!!!

از کسایی که اسم شون جا افتاد معذرت می خوام.الان چند تا اسم می نویسم دوباره میان میگن فلانی رو چرا ننوشتی؟!!!

یاد آرش . سینا . سیاوش و ... نیز بخیر

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 7:29  توسط صدرایی ها  | 

خبر فوری

 یه خبر دارم واستون داغ داغ

نمی خواستم چیزی بنویسم ولی چون خیلی خبر باحالی بود گفتم بگم تا مدیون شماها نشم:

مصی امروز رفت به خدمت سربازی.خدایی الان مصی دیدن داره.هیف که عکس ازش ندارم.

مصی رفت خدمت که مرد بشه همون دیروز هم که باهاش تلفنی حرف می زدم احساس کردم که صداش داره دورگه می شه. این جور که معلوم بود خیلی زود مرد میشه!!!

منتظر خبرای بدی از همه بچه ها باشید.

یاد بچه های قدیم بخیر : مهرداد . سامان .رضا. هادی. نیما (دزد شده ). فرهاد ( خارجه). محمد شکری.فرزاد .الیاس و ...

دیگه دخترا رو نمی گم

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 8:16  توسط صدرایی ها  | 

راه اندازی

سلام

عرض شود خدمتتون طی جلسه ای که با جناب سرهنگ عسگری نژاد گذاشتیم ایشون دستور دادن که اینجانب یه وبلاگ راه بندازم  به یاد گذشته ها و دوستای قدیمی. منم دیدم که ما خودمون وبلاگ داشتیم. همینو دوباره کلید بزنیم.ولی این دفعه مثل بچه آدم آپ کنیم و درش مثل قبل گل نگیریم.

خلاصه اینکه بیاید اینجا سر بزنید که می خوام با مطالب توپ در مورد بچه های قدیم آپ کنم و از هر کدومشون بگم که خبر مرگشون الان کجان و دارن چه خاکی تو سرشون می کنن. از اینکه کمی بدون نزاکت صحبت می کنم پوزش می طلبم ولی خوب اینجا محفل بی ریاست و همه از خودمون هستن.

اول از همه هم از این مصی (سرهنگ عسگری نژاد) واستون میگم.

                                                                                     پیش ما بیاید

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 14:15  توسط صدرایی ها  |