معلوم نیست رفته سربازی یا سرداری؟!!!

|
اینم عکسی که گفته بودم ، فقط خدایی با این موهاش به هر چی شبیه الا سرباز!!!
معلوم نیست رفته سربازی یا سرداری؟!!!
|
|
لینک ثابت|
پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 9:3
|
|
|
سلام
یه مدت گرفتارم دیر به دیر میرسم بیام اینجا چیز میز بنویسم. سوژه های نابی دارم که از بچه ها بنویسم. تو چند روز آینده حتما می نویسم. خبر هم رسیده که سرهنگ برگشته
|
|
لینک ثابت|
شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 8:11
|
|
|
آهای ملت من که گفتم به خدا هیچ قصد و غرضی نبود که اسم بعضی ها نوشته نشده بود . تازشم آرش که خودش جز دوستای خوب من بود. بازم معذرت می خوام.
هادی همش زیر سر تو که آتیش می سوزونی!!! نقاب عزیز هم دستور دادن که این عکس بقل رو معرفی کنم ، چشم از راست : سینا نیکتا ( غولی بود واسه خودش البته از نوع مرحله آخرش در آخر هم جا داره که از همه تشکر کنم ، از خودم تشکر کنم ، از همه دوستان تشکر کنم ، از خودم تشکر کنم ، از کسایی که اینجا میان تشکر کنم ، از خودم تشکر کنم ، از کسایی که لطف می کنن نظر میدن تشکر کنم ، از خودم تشکر کنم.از اینترنت تشکر کنم و در آخر هم از خودم تشکر می کنم |
|
لینک ثابت|
سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 8:1
|
|
|
یه توضیح بدم در مورد حرفهای هادی که توی نظرات نوشته بود!!!
هادی خان ... (جلوی جمع نگفتم ) خوب اسم بچه ها از قلم افتاد وگرنه این وبلاگ که مال شخص خاصی نیست که بخواد اسم دوستای به قول تو جون جونیش رو بنویسه!!! از کسایی که اسم شون جا افتاد معذرت می خوام.الان چند تا اسم می نویسم دوباره میان میگن فلانی رو چرا ننوشتی؟!!! یاد آرش . سینا . سیاوش و ... نیز بخیر |
|
لینک ثابت|
یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 7:29
|
|
|
یه خبر دارم واستون داغ داغ
نمی خواستم چیزی بنویسم ولی چون خیلی خبر باحالی بود گفتم بگم تا مدیون شماها نشم: مصی امروز رفت به خدمت سربازی.خدایی الان مصی دیدن داره.هیف که عکس ازش ندارم. مصی رفت خدمت که مرد بشه همون دیروز هم که باهاش تلفنی حرف می زدم احساس کردم که صداش داره دورگه می شه. این جور که معلوم بود خیلی زود مرد میشه!!! منتظر خبرای بدی از همه بچه ها باشید. یاد بچه های قدیم بخیر : مهرداد . سامان .رضا. هادی. نیما (دزد شده ). فرهاد ( خارجه). محمد شکری.فرزاد .الیاس و ... دیگه دخترا رو نمی گم |
|
لینک ثابت|
چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 8:16
|
|
|
سلام
عرض شود خدمتتون طی جلسه ای که با جناب سرهنگ عسگری نژاد خلاصه اینکه بیاید اینجا سر بزنید که می خوام با مطالب توپ در مورد بچه های قدیم آپ کنم و از هر کدومشون بگم که خبر مرگشون الان کجان و دارن چه خاکی تو سرشون می کنن. از اینکه کمی بدون نزاکت صحبت می کنم پوزش می طلبم ولی خوب اینجا محفل بی ریاست و همه از خودمون هستن. اول از همه هم از این مصی (سرهنگ عسگری نژاد) واستون میگم. پیش ما بیاید |
|
لینک ثابت|
سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 14:15
|
|
|
سلام....امیدوارم همه خوب باشید...به خدا خیلی سرم شلوغه...درگیر درس و کنکورم....من هم دوست دارم از همه بچه ها بنویسم...ولی افسوس وقت ندارم...فقط اسم چندتاشونو میارم و بعدا درمورد تک تکشون مطلب میارم: خودم (مهرداد!)/فرزاد/سامان/مصطفی/نیما/سینا/رضا/فرهاد/ممد/فرزانه/شیرین/سمیرا/سارا/حدیث/سیاوش/امید/علی/ وووو چند تا دیگه...قربونه همتون....بدرود
|
|
لینک ثابت|
پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 9:20
|
|
|
سلام دوستان!
فکر می کنید من کی هستم؟ نه عمو جون! نه دایی! من ........ نیستم من داش مهردادم. تو رو خدا گله نکنید که چرا یه وبلاگ ساختمو همین جوری ولش کردم. آخه کنکور دارم : کاردانی بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه کارشناسی!!! دعا کنید از این سد بگذرم قول می دم هر روز آپ دیت کنم. فعلا خستتون نمی کنم. خوش باشید |
|
لینک ثابت|
دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 0:48
|
|
|
سلام بچه ها از اونجایی که این داش مهرداد یه کم تنبل تشریف دارن من اومدم یه سری به اینجا بزن که بعد نگید چه بی بخارن!!! تازگی ها بچه های صدرا اکتیو شدن و چند تا وبلاگ ساختن. خیلی خوبه ! حداقل این طوری اسم صدرا رو یه چند نفری می شنون . از ما که گذشت ولی قبلا ها وقتی ازم می پرسیدند که اسم دانشگاهت چیه؟ می گفتم صدرا، همه با تعجب می گفتن مگه دانشگاهی به اسم صدرا داریم؟!!! منم با پررویی تمام می گفتم : مگه می شه اسم این دانشگاه به این عظمت رو نشنیده باشین؟!!! خلاصه عرضم به حضور انور عزیزان بگم که این وبلاگ از بس بازدید کننده داشت به همین خاطر دیر به دیر آپ می شد. ولی به حول و قوه الهی یه حرکتی بنده شخصا انجام خواهم داد. * فرزاد |
|
لینک ثابت|
شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 8:16
|
|
|
آقا من می خوام افشا کنم این داش مهرداد که خیلی هم دوسش دارم البته این عکس ترم یک گرفته شده بود. یادش به خیر . ترم یک عجب ترمی بود خودتون می دونید کی دیگه . گفتن نداره مهرداد : امان امانننننننننننن ههههههههااااااااای ی ی ی ی ( به زبان دو برره بخونید)
نويسنده : فرزاد |
|
لینک ثابت|
سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 12:27
|
|
| وبلاگ من |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اين وبلاگ رو واسه اين ساختيم كه بچه ها بعد از فارغ التحصيلي حداقل يه جوري با هم در ارتباط باشند. به اين وبلاگ تند تند سر بزنيد. اگه كسي هم پيشنهادي داشت حتما بگه
|
| آرشیو موضوعی |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1386 اسفند 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 بهمن 1384 دی 1384 |
| پیوندها |
|
هر چی به ما چه صدرا امپراتوری اتفاقیان کهکشان مرگ ( هادی ) زندگی .کامپیوتر.بسه دیگه! یه چیز دیگه بگو...(مهرداد) دختر پاییزی |
| جستجو در وبلاگ |
|
|
|
RSS
|